گاهی
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 15:31
گاهی فراموش میکنم در روز به مامان زنگ بزنم و حالشو بپرسم. این اصلا خوب نیست باید حالشو بپرسم.
بی حوصلگی
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
وقتهایی هم میرسه کهحوصله خودتو نداری مثل همین الان ....
بیژن
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
امروز بعد از سههفته زنگ زدم بیژن تا همدیگرو ببینیم . معمولا هفته ای یک بار با هم بودیم. اما این چند وقته امکان دیدین همدیگرو نداشتیم. برخلاف روزهای دیگه که معمولا بی حال صحبت میکرد اما خوشبختانه امروز خیلی شاد و سر حال بود. شاید به این دلیل که تونسته یک پراید بگیره. منم خوشحالم که تونسته بگیره . من ...
اقتصاد
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
این اقتصاد دست از سر من بر نمیدارد چیزی که پیچیده است. باید در کنار کارهای دیگر دانشگاه یک تحقیق ارائه بدم درباره اقتصاد مقاومتی. و مابقیش هم بماند.... + نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:7  توسط ر و س |
سردرگمی
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
مثل یک گلوله کاموا شدم سر در گم امید وارم یک روز که امدی خیال بافی کنیم
ستاره
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
یکی از حسرت های بزرگ زندگی من هستش که چرا توی حصار چال رفتم توی چادر و چرا به اسمون نگاه نکردم/ جاییی که ستاره ها رو میشد لمس کرد / میشد مثل انگور از تاک چیدشون. :( + نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:49  توسط ر و س |
بیا
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
بیا که شب را به موی تو پیوند بزنمبیا تا سر صحبت را با تو آغاز کنمبیا که ختم کنیم شب را به صبح
سر کار
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
و اقتصاد این ترم تنیده شده به مناقتصادی که بیش از درس من را یاد شخصی می اندازد کسی که فقر بریش درد بود. باید من هم تحقیقی ارائه کنم و....... خسته ام + نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:40  توسط ر و س |
یک تلنگر
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
تصور میکردم پام بعد یازده سال کاملا خوب شده کامل کامل اما حیف که وقتی مسافل باند رکاب میزنم زانو درد مجدد مثل خون توی وجودم میپیچه. در کهنه یازده ساله ای که اگر آن زمان عملش میکردم اکنون مشکلی نداشتم. و چه بد که نکردم در این شرایط خاص که میخواهم مسافتی بالای 2500 کیلومتر را رکاب بزنم به سراغم امده +...
اینک آن چونان
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:37
جمعه خوبی بود جمعه سردجمعه ای که دچرخه هم وقتیترمز مزدم آه میکشید از سرما
اولین نوشته
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 23:26
اولین نوشتهو نخستین گفتهامدی در هم پیچید
و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 23:26
چند روزی جبران خلیل جبران میخوانمتصور میکنم برای کوهنوردان و طبیعت گردان میتواند یک منبع الهام بخش نوشتاری باشد . اشکی و لبخندیاین عنوان جدیدی ترین کتابی است که میخوانم. لذت بخشه. پیشهناد خوندن به شما ها رو میدم + نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:1  توسط ر و س |
زمین و آسمان
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 23:26
قامتت بی نهایت ارزش داردبهشت را که زیر پایت داریو آسمان هم در دستانت ... ششم ابان ماه 96 + نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:45  توسط ر و س |